منشأ و خاستگاه انتظار ظهور «نجات دهنده بزرگ» را می توان در گزینه های زیر تحلیل و تبیین کرد:
یک. ندای فطرت و طبیعت ذات بشر
چشمداشت آمدن یک مصلح آسمانی و امید به آینده ای روشن و استقرار صلح و
عدل، امری فطری و طبیعی است که با ذات و وجود آدمی سروکار داشته و با
آفرینش هرانسانی همراه است و زمان و مکان نمی شناسد و به هیچ قوم و ملّتی
اختصاص ندارد. بر این اساس همه افراد- طبق فطرت ذاتی خود- مایلند روزی
فرارسد که جهان بشریت در پرتو ظهور رهبری از نابسامانی ها نجات یابد. بر
این اساس می توان ادعا کرد که هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشریت و طالب
تکامل معنوی و رشد و بالندگی، خواهان و آرزومند قیام یک منجی جهانی و مصلح
کل است و در انتظار ظهور چنین شخصی لحظه شماری می کند.
دو. ظلم ستیزی و نجات مستضعفان
باورداران به رسولان الهی، عموما افراد تهی دست و تحت ستم جامعه بوده
اند که از اطاعت سردمداران کفر و باطل سرپیچی کرده و در طریق حق و ظلم
ستیزی گام نهاده بودند. این امر باعث واکنش شدید جبهه باطل و درگیری و نزاع
همیشگی آنان با گروه حقّ و خداپرست شده است. البته به علّت وجود توان و
امکانات بیشتر، گاهی غلبه و سلطه ظاهری با باطل گرایان بوده و فشارها و سخت
گیری های فراوانی از سوی آنان اعمال می شده است.
سفیران الهی نیز که رهبری صالحان، مستضعفان و ستمدیدگان را عهده دار
بوده اند، همواره با اشراف، فرعونیان و ستمکاران (گروه باطل) نزاع و درگیری
داشته اند. آنان با ابلاغ پیام الهی و بشارت ظهور منجی، پیروان خود را به
استقامت و صبر و بردباری و انتظار فرج دعوت می کردند و ریشه های اعتقاد به
آمدن نجات دهنده الهی[1] را در دل و جان یکتاپرستان و مؤمنان می کاشتند، قرآن به صراحت، به این مطلب اشاره کرده، می فرماید: وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ[2]؛ «ما در زبور (و کتاب های آسمانی پیشین)، پس از نوشتن در لوح (محفوظ)، نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث می برند».
معنای روشن آیه شریفه این است: «بندگان شایسته خدا بر سراسر جهان، حکومت عادلانه و انسانی خویش را برقرار خواهند ساخت».
شیخ طوسی در تفسیر آیه شریفه از امام باقر علیه السّلام روایت کرده است:
«انّ ذلک وعد اللّه للمؤمنین بأنّهم یرثون جمیع الارض»[3]؛
«این وعده قطعی خدا بر مؤمنان است که آنان تمامی زمین و زمان را به ارث
خواهند برد». البته آیات دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که در جای خود
به آنها پرداخته خواهد شد.
سه. شکست و ناکامی حکومت ها و نظام های سیاسی
مشکلات دائمی جهان (جنگ ها، ستیزش ها، نابرابری ها، ناامنی ها، بیدادگری
ها و...)؛ نیازها و خواسته های ضروری بشر (در زمینه رشد اقتصادی،
ارتباطات، بهداشت، رفع فقر مادی و معنوی و...)؛ ایده ها و آرمان های همیشگی
بشر (صلح، عدالت، امنیت، آرامش، تعالی روحی و معنوی و...)؛ تجارب گذشته
انسان ها (در ضعف و ناتوانی دولت ها و حکومت ها و فراوانی مشکلات) و...
باعث خواست آگاهانه و طلب عاشقانه ظهور منجی و مصلح الهی از سوی بیشتر
انسان ها است. در واقع همه حکومت ها، گروه ها، اندیشه ها و مکاتب، تمامی
ترفندها و برنامه های خود را برای رفع کاستی های جامعه بشری به کار می
گیرند؛ ولی به دلایل مختلف موفّق به این کار نمی شوند. روشن است که عامل
بسیاری از مشکلات و نابسامانی های جوامع، خود حکومت ها و مکاتب و گروه ها
هستند که بیشتر در صدد تأمین منافع مادی خود بوده اند؛ نه برطرف ساختن
کاستی ها و موانع رشد و شکوفایی انسان ها[4].
چهار. فلسفه تاریخ و معناداری آن
براساس «فلسفه نظری تاریخ» ظهور «منجی موعود»، فرجام متعالی و شکوهمند آینده جهان و سرمنزل متعالی و متکامل تاریخ بشری است.
بر این اساس روند طولانی مدت تاریخ، دارای هدف، غایت و معنای مشخصی است و
آن تحقّق جامعه موعود الهی و رسیدن بشر به اوج سعادت و کمال مادی و معنوی
است. این معناداری تاریخ، در فکر و ذهن بشر سایه انداخته و او را متوجّه
فرجام متعالی تاریخ ساخته است. البته هدفی که قرآن برای کاروان بشری ترسیم
می کند، «عبادت و عبودیت» و در نتیجه رسیدن به قرب الهی است و منظور از آن،
معنای وسیع و گسترده ای است که شامل کلیه شئون زندگی انسان در روی زمین می
گردد وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ[5].
این ایده در دورانی از تاریخ، به کمال و تمام تحقّق خواهد یافت و آن عصر «ظهور مهدی موعود» است[6]. پس معناداری تاریخ و کشف غایت و هدف آن، می تواند منشأ توجّه انسان ها به ظهور مصلح بزرگ باشد.
[4] . ر. ک: نگارنده، مقاله« جهانى شدن و حکومت جهانى حضرت مهدى»، فصلنامه انتظار، ش 6، ص 145.
منبع: کارگر، رحیم؛ دفتر: 27 (مهدویت، پیش از ظهور)، ص: 15
سوال
خاستگاه و منشأ اصلی انتظار ظهور «مصلح و نجات دهنده بزرگ» چیست؟
پاسخ
منشأ و خاستگاه انتظار ظهور «نجات دهنده بزرگ» را می توان در گزینه های زیر تحلیل و تبیین کرد:
یک. ندای فطرت و طبیعت ذات بشر
چشمداشت آمدن یک مصلح آسمانی و امید به آینده ای روشن و استقرار صلح و
عدل، امری فطری و طبیعی است که با ذات و وجود آدمی سروکار داشته و با
آفرینش هرانسانی همراه است و زمان و مکان نمی شناسد و به هیچ قوم و ملّتی
اختصاص ندارد. بر این اساس همه افراد- طبق فطرت ذاتی خود- مایلند روزی
فرارسد که جهان بشریت در پرتو ظهور رهبری از نابسامانی ها نجات یابد. بر
این اساس می توان ادعا کرد که هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشریت و طالب
تکامل معنوی و رشد و بالندگی، خواهان و آرزومند قیام یک منجی جهانی و مصلح
کل است و در انتظار ظهور چنین شخصی لحظه شماری می کند.
دو. ظلم ستیزی و نجات مستضعفان
باورداران به رسولان الهی، عموما افراد تهی دست و تحت ستم جامعه بوده
اند که از اطاعت سردمداران کفر و باطل سرپیچی کرده و در طریق حق و ظلم
ستیزی گام نهاده بودند. این امر باعث واکنش شدید جبهه باطل و درگیری و نزاع
همیشگی آنان با گروه حقّ و خداپرست شده است. البته به علّت وجود توان و
امکانات بیشتر، گاهی غلبه و سلطه ظاهری با باطل گرایان بوده و فشارها و سخت
گیری های فراوانی از سوی آنان اعمال می شده است.
سفیران الهی نیز که رهبری صالحان، مستضعفان و ستمدیدگان را عهده دار
بوده اند، همواره با اشراف، فرعونیان و ستمکاران (گروه باطل) نزاع و درگیری
داشته اند. آنان با ابلاغ پیام الهی و بشارت ظهور منجی، پیروان خود را به
استقامت و صبر و بردباری و انتظار فرج دعوت می کردند و ریشه های اعتقاد به
آمدن نجات دهنده الهی[1] را در دل و جان یکتاپرستان و مؤمنان می کاشتند، قرآن به صراحت، به این مطلب اشاره کرده، می فرماید: وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ[2]؛ «ما در زبور (و کتاب های آسمانی پیشین)، پس از نوشتن در لوح (محفوظ)، نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث می برند».
معنای روشن آیه شریفه این است: «بندگان شایسته خدا بر سراسر جهان، حکومت عادلانه و انسانی خویش را برقرار خواهند ساخت».
شیخ طوسی در تفسیر آیه شریفه از امام باقر علیه السّلام روایت کرده است:
«انّ ذلک وعد اللّه للمؤمنین بأنّهم یرثون جمیع الارض»[3]؛
«این وعده قطعی خدا بر مؤمنان است که آنان تمامی زمین و زمان را به ارث
خواهند برد». البته آیات دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که در جای خود
به آنها پرداخته خواهد شد.
سه. شکست و ناکامی حکومت ها و نظام های سیاسی
مشکلات دائمی جهان (جنگ ها، ستیزش ها، نابرابری ها، ناامنی ها، بیدادگری
ها و...)؛ نیازها و خواسته های ضروری بشر (در زمینه رشد اقتصادی،
ارتباطات، بهداشت، رفع فقر مادی و معنوی و...)؛ ایده ها و آرمان های همیشگی
بشر (صلح، عدالت، امنیت، آرامش، تعالی روحی و معنوی و...)؛ تجارب گذشته
انسان ها (در ضعف و ناتوانی دولت ها و حکومت ها و فراوانی مشکلات) و...
باعث خواست آگاهانه و طلب عاشقانه ظهور منجی و مصلح الهی از سوی بیشتر
انسان ها است. در واقع همه حکومت ها، گروه ها، اندیشه ها و مکاتب، تمامی
ترفندها و برنامه های خود را برای رفع کاستی های جامعه بشری به کار می
گیرند؛ ولی به دلایل مختلف موفّق به این کار نمی شوند. روشن است که عامل
بسیاری از مشکلات و نابسامانی های جوامع، خود حکومت ها و مکاتب و گروه ها
هستند که بیشتر در صدد تأمین منافع مادی خود بوده اند؛ نه برطرف ساختن
کاستی ها و موانع رشد و شکوفایی انسان ها[4].
چهار. فلسفه تاریخ و معناداری آن
براساس «فلسفه نظری تاریخ» ظهور «منجی موعود»، فرجام متعالی و شکوهمند آینده جهان و سرمنزل متعالی و متکامل تاریخ بشری است.
بر این اساس روند طولانی مدت تاریخ، دارای هدف، غایت و معنای مشخصی است و
آن تحقّق جامعه موعود الهی و رسیدن بشر به اوج سعادت و کمال مادی و معنوی
است. این معناداری تاریخ، در فکر و ذهن بشر سایه انداخته و او را متوجّه
فرجام متعالی تاریخ ساخته است. البته هدفی که قرآن برای کاروان بشری ترسیم
می کند، «عبادت و عبودیت» و در نتیجه رسیدن به قرب الهی است و منظور از آن،
معنای وسیع و گسترده ای است که شامل کلیه شئون زندگی انسان در روی زمین می
گردد وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ[5].
این ایده در دورانی از تاریخ، به کمال و تمام تحقّق خواهد یافت و آن عصر «ظهور مهدی موعود» است[6]. پس معناداری تاریخ و کشف غایت و هدف آن، می تواند منشأ توجّه انسان ها به ظهور مصلح بزرگ باشد.
[4] . ر. ک: نگارنده، مقاله« جهانى شدن و حکومت جهانى حضرت مهدى»، فصلنامه انتظار، ش 6، ص 145.
تنها
چیزی که می تواند امید واقعی را به زندگی انسان تزریق کند امید به خداوند
متعال و ظهور حضرت بقیه الله الاعظم(عج) است. این که امید داشته باشیم
عدالت گستری خواهد آمد و ظلم را از بین می برد، آن هم ظلمی که بر جهان
سیطره یافته است.
اگرچه
«امید به زندگی» از شاخصه های سنجش میزان توسعه یافتگی است و کشورهای
مختلف می کوشند این شاخص توسعه را با ابزارهای مادی و این دنیایی مثل رفاه
بیشتر و … افزایش دهند اما خدای متعال قرن ها قبل از کشف و شناسایی این
معیار عصر مدرن، با مسئله مهدویت و بشارت به ظهور منجی ای که جهانیان از
عدالت او بهشت را در زمین تجربه می کنند، این شاخص را در روح و جان بشر
نهادینه کرد و این امید به منجی و انتظار برای آمدن او است که سبک زندگی
اسلامی را فروغی خاص و رنگ منحصر بخشیده تا جایی که هیچ سبک دیگری از زندگی
را یارای مقابله با آن نیست.
از این رو درباره رهاورد امید مدنظر
دین برای سبک زندگی، با حجت الاسلام محمودرضا قاسمی، استاد حوزه و دانشگاه و
مدیر موسسه سبک زندگی آلاء به گفتوگو پرداخته ایم که مشروح آن به
حضورتان تقدیم می شود؛
امید در سبک زندگی اسلامی چه قدر مورد توجه قرار گرفته و رویکرد آموزه های دینی ما نسبت به این مهم در زندگی چیست؟
اگر
بخواهیم از نگاه قرآنی بحث کنیم در جای جای قرآن آمده که باید به رحمت خدا
امید داشته باشیم و به هیچ وجه مایوس نشویم. چنان که در آیه ۵۳ سوره
مبارکه زمر آمده است: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى
أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ
الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو اى بندگانم
که زیاده بر خویشتن ستم روا داشته اید، از رحمت الهى نومید مباشید، چرا که
خداوند همه گناهان را مى بخشد، که او آمرزگار مهربان است».
در
اینجا اشاره آیه به ناامیدی مطلق است که از یاس هم فراتر می رود و فرد هیچ
راهی ندارد. می فرماید حتی در چنین شرایطی از رحمت خداوند ناامید نباشید.
بنابراین، در آیات قرآن همواره روزنه امید برای بندگان مطرح شده است و قرآن
مثال های مختلفی می زند که انسان ناامید نشود.
حتی آیاتی هست که
انسان را به توکل دعوت می کند، توکل یعنی شخصی را به عنوان وکیل مورد
اعتماد گرفتن و به آن وکیل اعتماد کردن و کارها را به او سپردن. کسی وکیل
می گیرد که نتواند کار خود را انجام دهد و خیالش از آن وکیل جمع است و می
داند که او همه جزئیات را در نظر می گیرد و کارها را انجام می دهد. قرآن
بسیار به توکل تکیه می کند و می فرماید: در زندگی تان ناامید نباشید چون
کسی که به خدا توکل کند حضرت حق برایش کافی است، چنانچه می فرماید:
«وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا».
خروجی این امید که با سبک زندگی اسلامی به حیات بشر تزریق می شود، چیست و چه کیفیتی دارد؟
اگر
انسان این امید را نداشته باشد که قدرت دست خداوند است و او است که کارها
را جلو می برد در این صورت زندگی حالت ایستا پیدا می کند و در آن پیشرفتی
وجود ندارد؛ بنابراین، امید در آیات قرآن و سبک زندگی اسلامی موج می زند.
از این منظر می توانیم این امید را جهت دهی کنیم و بگوییم که در اینجا امید
از یک جهت به امدادهای الهی بر می گردد و به هیچ وجه قدرتِ دشمنان نباید
سبب ترس انسان شود. این مساله در قرآن بارها مطرح شده است چنان که می
فرماید: فقر از شیطان است و از فقر نترسید که خدا وعده فضل داده است.
برای
مثال بحث رزق برای انسان ها بسیار مهم و دغدغه آنها است تا جایی که حتی
انسان به مسافت های دور برای طلب روزی می رود. قرآن در این باره می گوید:
«وَفِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ» و اینچنین به بندگان آرامش
می دهد و امید را در زندگی فرد تزریق می کند.
این رویه نوعی بهداشت
روان است و می خواهد خیال فرد را راحت کند تا مثلا اگر کارگری کار خود را
از دست نداد زندگی را تیره و تار ببیند و بلکه حرکت کند و بداند روزی دهنده
خداست و زمانی که قرار است روزی از آسمان مشخص شود و با تلاش زمینی میسر
شود، پس این خود یک امیدواری است.
این مباحث در بخش های مختلفی از
سوره های قرآن مطرح شده است. این امید آینده روشن را نوید می دهد. خداوند
می فرماید: عاقبت برای کسانی است که زندگی شان رنگ خدایی دارد:
«وَالعاقِبَهُ لِلمُتَّقینَ».
امید
به ظهور حضرت حجت(عج) و تحقق جامعه مهدوی که از آموزه ها و باورهای اصلی
شیعه است، چه قدر می تواند سبک زندگی را دستخوش تحولات مثبت کرده و آن را
به سوی «حیات طیبه» قرآنی سوق دهد؟
تمام حکومت ها و
تمام افرادی که ادعا می کنند می توانند قسمتی از عدالت را اجرا کنند قبل
از ظهور امام زمان(عج) می آیند و هرچه در چنته دارند روی صفحه روزگار رها
می کنند، اما در واقع هرچه که زمان پیش می رود رنج ها در جوامع افزایش می
یابد. در چنین شرایطی تنها چیزی که می تواند امید واقعی را به زندگی انسان
تزریق کند امید به خداوند متعال و ظهور حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله
تعالی فرجه الشریف است. این که امید داشته باشند که عدالت گستری خواهد آمد
که ظلم را از بین ببرد، ظلمی که در یک زمان به طرق مختلف بر مردم جهان
سیطره پیدا می کند.
از سوی دیگر در زمانه فعلی امید به ظهور حضرت
حجت(عج) و همین که بدانیم امام(ع) حاضر و ناظر بر اعمال است خود می تواند
احساس تکیه گاه و پشتیبان در زندگی را برای افراد تامین کند. هرچه قدر که
توکل بر خداوند و استعانت از اهل بیت(ع) بیشتر باشد افراد سبک زندگی شان
بیشتر و بیشتر به سبک زندگی مهدوی نزدیک می شود.
منبع: "مهدویت؛
نسخه تشیع برای افزایش شاخص امید به زندگی"، مصاحبه شبستان با حجت
الاسلام محمودرضا قاسمی؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طلیعه.
احمدجانقربانی
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1398 ساعت 02:38 ب.ظ
پاسخ: عقیده به مهدویت و انتظار ظهور نجات بخش، یک وعده حتمی الهی است و باعث روشن شدن نور امید در دل منتظران و پایداری در راه مبارزه با ظلم و ستم و تسلیم نشدن در مقابل جبهههای باطل و ظالم است. مهدویت، مؤمنین را به بازگشت بسوی اسلام و تمسک به وحدت اسلامی و ریشه کن نمودن نفوذ بیگانه و نیز تنفر از کفر و الحاد دعوت مینماید. قرآن کریم میفرماید: «ولاتهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین (آل عمران/139)؛ سستی نکنید و اندوهناک نشوید زیرا شما بلند مرتبه هستید اگر در ایمان ثابت قدم باشید». در انقلاب اسلامی ایران، اعتقاد به مهدویت، الهام بخش امت مسلمان ایران بود که مشت محکمی بر دهان یاوه گویان و مکاتب الحادی و مادی گرا و مزدوران آمریکا و اسرائیل زد و آنها را آماده جانفشانی برای پیروزی و سربلندی اسلام نمود. و با تقدیم دهها هزار شهید نام اسلام را در جهان بلند آوازه ساخت. اصالت مهدویت را از ابعاد گوناگون میتوان بررسی نمود: 1. امکان داشتن «عقیده به مهدویت»: برای بررسی یک اندیشه یا حادثه ابتدا معقول بودن آن مورد توجه است. زیرا اگر معقول و مورد پذیرش خرد و فکر نباشد سخن از وقوع یا عدم وقوع صحیح نیست. اعتقاد به مهدویت نزد عقل قابل تصدیق است و شک و تردید در آن (امکان عقلی آن) راه ندارد. این عقیده در بین همه ملتها و امتها مخصوصا مسلمین مورد پذیرش و مسلم و ثابت بوده است. از قرن دوم هجری که در مورد برخی مسائل اسلامی مباحثی (در رد یا قبول آن) عنوان گردید، در مورد «اصل مهدویت» هیچ شبههای وارد نشد. 2. موافقت با مبانی عقلی: مهدویت بر مبانی صحیح و عقلی و منابع اصیل استوار است. بیش از صدها کتاب و رساله در طول چهارده قرن گذشته که در این موضوع نوشته شده نشان میدهد که این عقیده مبتنی بر مبانی معقول وصحیح بوده و مصونیت زیادی در مقابل شبهه افکنان و مخالفان داشته است، و انکار مهدویت در واقع، انکار مبانی اصیل و احکام قطعی شمرده میشده است. 3. موافقت با فطرت و سنتهای خلقت: حقیقت مهدویت سیر جوامع را منتهی به یک جامعه واحد و رسیدن به امنیت در دنیا و سعادت در آخرت میداند و چنین آرمانی از آرزوهای دیرینه انسانها و تطابق با تمام سنتهای طبیعی در خلقت؛ یعنی رشد و تکامل در تمامی مراحل حیات میباشد تمامی انسانها خواستار برقراری عدالت کامل در مسیر زندگی و رفع تبعیضها و محو ظلمها و ستمها هستند و مهدویت نوید پیروزی عدالت خواهان و امید رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است و با ارائه راهکارهای عملی برای رسیدن به این درجه از تکامل اجتماعی و انسانی به ندای فطرتهای پاک انسانی پاسخ مثبت میدهد. 4. تمام ادیان آسمانی نوید عصر درخشان، سعادت عمومی، صلح جهانی و دوران پر خیر و برکت را به پیروان خود دادهاند. زمانی که با آمدن مردی الهی و برقرار نمودن حکومتی بر اساس عدالت، تمامی نگرانیها، هراسها و نابرابریها رخت بر بندد و ندای توحید بر روی زمین طنین انداز شود. این موعود الهی به نامهای مختلف در هر دین معرفی شده است و در نشانههای کلی و مشترک مانند برقراری عدالت، مبارزه با ظلم، حاکمیت خدا پرستان در تمامی ادیان از او سخن گفتهاند، این موضوع در جای خود قابل اثبات میباشد. 5. اصالت مهدویت بر اساس قرآن: در آیات زیادی پیروزی خدا پرستان و مؤمنین بر ظالمان از وعدههای حتمی الهی شمرده شده است که به نمونههایی از آن اشاره میکنیم: ـ وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ(انبیاء، 105)؛ ـ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ ....(نور، 55)؛ ـ یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ، خدا اراده کرده است که حق را به کلمات خود اثبات و اظهار نماید و دنباله کافران را قطع فرماید»(انفال، 7) ـ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ، و ما اراده کردیم که بر مسضعفین در زمین منت گذارده آنها را پیشوایان مردم و از وارثان زمین قرار دهیم.(قصص،5) ـ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ، همانا حزب خدا پیروزمند است، (مائده، 56). ـ وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ، همانا سپاه ما پیروزند،(صافات، 173). ـ وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً، بگو حق آمد و باطل رفت که همانا باطل نابود شدنی است(اسری، 81). 6. اصالت مهدویت بر اساس روایات معتبر: کتابهای حدیثی شیعه و اهل سنت مملو از احادیث معتبر در مورد اعتقاد به مهدویت است. پیشوایان دین از پیامبر اسلام(ص) تا جانشینان بر حق ایشان یعنی امامان معصوم(ع) به طور مکرر از این موضوع سخن گفتهاند و یاران و صحابه آنها این سخنان را ثبت نموده و به نام حدیث در اختیار ما قرار دادهاند. بسیاری از این احادیث از نظر علم حدیث شناسی مورد تایید قرار گرفته و قابل اعتبار و اعتماد شناخته شده است. در مجموع کتب شیعه و اهل سنت چندین هزار حدیث در این موضوع وارد شده است که احادیث معتبر و قابل اعتماد آن به قدری است که اطمینان به حقانیت این موضوع پیدا میشود. 7. مورد اتفاق و اجماع شیعه و اهل سنت: در طول تاریخ اسلام این دو گروه از مسلمین بر این موضوع اتفاق داشتهاند که مردی از اولاد رسول خدا(ص) و از فرزندان علی(ع) و فاطمه(س) برای برقراری عدالت فراگیر در دنیا قیام خواهد کرد و حاکمیت حق و توحید را به منصه ظهور خواهد رساند خصوصیت و نشانههای کلی این شخص در نزد آنان یکسان بوده و تنها در بعضی از خصوصیات جزئی اختلافاتی دارند. از آنجا که تمامی مسلمین این عقیده را اصیل و حق میدانستند لذا با ظهور مدعیان دروغین مهدویت هیچگاه در صدد رد این اعتقاد بر نیامدند، بلکه با ذکر نشانهها، در صورت عدم تطبیق بر مدعیان، به انکار و رد آنان میپرداختند. 8. پشتوانه معجزات و کرامات: یکی از دلایل عام و همگانی در اثبات نبوت پیامبران و سایر اخبار غیبی ارائه معجزه واقعی است. هیچ پیامبری بدون معجزه به دعوی نبوت نپرداخته است. پس از آن معجزات یا کراماتی است که توسط امامان معصوم در موارد مختلف برای حقانیت خود ارائه شده است و این مسئلهای تاریخی و غیر قابل انکار است. در مورد عقیده مهدویت و شخص مهدی موعود نیز معجزات و کرامات بسیار زیادی در طول دوران زندگی از تولد تا این زمان و حتی قبل از تولد ارائه شده است که با بررسی هر یک میتوان به اصالت و حقانیت این اعتقاد اطمینان پیدا کرد. نمونه بی نظیر آن ادامه حیات طولانی آن وجود مقدس و الهی است که مبتنی بر اصول قطعی اعتقادی و اسلامی استوار است و روایات متعدد و معتبر این موضوع را مورد تایید قرار داده است به طور اجمال موضوع معجزات مطلبی غیر قابل تردید است و باید در جای خود به طور مفصل و کامل مورد پژوهش و ارزیابی قرار گیرد. 9. مبتنی بر توحید و یکتاپرستی: دعوت تمامی انبیاء برای تحقق حکومت «الله» در زمین و لغو حکومتهای غیر الهی است. هر نظام و حکومتی که مبنای الهی ندارد از نظر شرعی قابل اعتبار نیست و لازم الاطاعه نمیباشد. تنها کسی که حق قانونگذاری در همه امور را دارد خداست. هر حکومت خود سرانه و خارج از حدود الهی، حکومت جاهلیت و غیر توحیدی است و هیچ اصالتی ندارد و قابل احترام و اتباع نمیباشد. برقراری حکومت عادلانه و اجرای قوانین الهی و تقسیم منابع ثروت بر اساس عدالت توسط مردی الهی که از طرف خدا تعیین و معرفی شده است، در مسیر حاکمیت توحید بر روی زمین است. این امر اصالت مهدویت را از این زاویه به اثبات میرساند. 10. تاثیر عملی در زندگی عدالت محور برای مسلمانان جهان: صدها میلیون مسلمان در سراسر جهان تحت تأثیر نفوذ معنوی اسلام قرار دارند و اسلام و احکام آن بخشهای مهمی از زندگی آنها را فرا گرفته است. این نفوذ عملاً در معاملهها، معاشرتها، عبادتها، فرهنگ و آداب و رسوم مسلمانان از تولد تا مرگ به وضوح قابل مشاهده است. یکی از این تأثیرات رعایت عدالت در زندگی و روابط متقابل با انسانها اعم از مسلمان و غیر مسلمان است. این اعتقاد به عدالت اگر چه به طور تام و کامل ظهور ندارد، اما به طور نسبی انسان معتقد به اسلام را به طرف محوریت عدالت در زندگی سوق میدهد، و این عقیده بر خواسته از تعالیم روشنی بخش اسلام و نزدیک شدن به عدالت واقعی و کامل بدست مددی الهی بر روی زمین میباشد که از وعدههای مسلم و غیر قابل تردید در دین مبین اسلام بوده است. با اعتقاد به حاکمیت عدالت، انسان مسلمان سعی در نزدیک شدن به این آرمان بزرگ دینی میکند و روز به روز در جهات حاکمیت این فرهنگ در زندگی شخصی و اجتماعی تلاش مینماید و این خود دلیل محکمی بر اصالت این اعتقاد و تاثیر عملی در زندگی، تفکر و رفتار انسان مسلمان و مؤمن خواهد بود. عقیده به مهدویت مانع از یاس و نا امیدی و پذیرش ظلم و بی عدالتی شده و انسان مسلمان را آماده برای تحقق آرمانهای عدالت طلبی میکند و تا مرحله جان فشانی در راه حاکمیت حکومت عادلانه الهی به پیش میبرد. این هوشیاری و حق طلبی به تدریج به سایر ملتها نیز سرایت کرده و زمینه برای عدالت جهانی فراهم خواهد شد. یادآوری: برای آگاهی بیشتر میتوانید به کتاب امامت و مهدویت، ج2، آیت الله صافی گلپایگانی مراجعه فرمایید.
منبع:پرسمان دانشجویی
احمدجانقربانی
شنبه 28 دیماه سال 1398 ساعت 07:47 ب.ظ
در آن جهانی که پس از آمدن آن
بزرگوار شکل خواهد گرفت، برجستهترین خط، خط عدالت است. شما وقتی در همهی
روایات و آثاری که راجع به آن بزرگوار و راجع به آن دوران آمده نگاه
میکنید، میبینید اغلب تکیه بر روی این نیست که مردم در آن دوران دیندار
میشوند -با اینکه دیندار هم میشوند - بلکه تکیه بر روی این است که مردم
در آن وقت برخوردار از عدالت میشوند و قسط و عدل اقامه میشود.
اسحاق سلطانی
دیدبان:
در این نوشته بنا داریم تا از خلال مباحث رهبری در باب انتظار، مهدویت و
جامعه مهدوی به مباحثی همچون ضرورت بحث مهدویت، ویژگی های جامعه مهدوی و
آسیب هایی که در کمین آن می باشد و رابطه انقلاب اسلامی با بحث مهدویت
بپردازیم.
جایگاه و ضرورت مهدویت
رهبری مسئله ی مهدویت را یکی از اصول معارف دینی به حساب می آورند و تحقق
آن را در راستای تمامی تلاش هایی که از ابتدای خلقت تا کنون توسط انبیاء
الهی صورت گرفته تا بنای توحید را در زمین استقرار نمایند، معرفی می کنند.
«همین قدر باید عرض کنیم که مسئلهی مهدویت در شمار چند مسئلهی اصلی در
چرخه و حلقهی معارف عالیهی دینی است؛ مثل مسئلهی نبوت مثلاً، اهمیت
مسئلهی مهدویت را در این حد باید دانست. چرا؟ چون آن چیزی که مهدویت مبشر
آن هست، همان چیزی است که همهی انبیاء، همهی بعثت ها برای خاطر آن آمدند و
آن ایجاد یک جهان توحیدی و ساخته و پرداختهی بر اساس عدالت و با
استفادهی از همهی ظرفیتهائی است که خدای متعال در انسان به وجود آورده و
قرار داده» (بیانات در 18/4/1390)
«جامعه مهدوی یعنی آن دنیایی که امام زمان می آید تا آن را بسازد، همان
جامعه ای است که همه پیامبران برای تامین آن در عالم ظهور کردند. یعنی همه
پیامبران مقدمه بودند. .... انبیای الهی از آغاز تاریخ بشریت یکی پس از
دیگری آمدند تا جامعه را و بشریت را قدم به قدم به آن جامعه آرمانی و آن
هدف نهایی نزدیک کنند .... ولی عصر(عج) میراث بر همه پیامبران الهی است که
می آید و گام آخر را در ایجاد آن جامعه الهی بر می دارد.»(انسان 250 ساله،
ص338)
از نکات دیگری که اهمیت این بحث را آشکار می کند اینکه اساس مهدویت به
اشکال گوناگون در تمامی ادیان الهی و مذاهب اسلامی وجود دارد. ولی آنچه در
میان شیعیان ذکر می گردد یک بنای حقیقی و منطقی و بر اساس داده های فراوان
تاریخی و روایی – چه از شیعه و چه سنی- می باشد.
«اصلِ امید به یک آیندهی روشن برای بشریت و ظهور یک موعود، یک منجی، یک
دست عدالتگستر در سرتاسر جهان، تقریباً مورد اتفاق همهی ادیانی است که در
عالم سراغ داریم. غیر از حالا دین اسلام و مسیحیت و یهودیت، حتّی ادیان
هند، بودائی و ادیانی که نامی از آنها هم در ذهن اکثر مردم دنیا نیست، در
تعلیمات خود یک چنین آیندهای را بشارت دادهاند. این در واقع امید بخشیدن
به همهی انسانها در طول تاریخ است و پاسخگوئی به نیاز انسانها به این
امید، که حقیقتی هم با آن بیان شده است.»(بیانات در 27/5/1387)
« مسئلهی مهدویت در اسلام هم جزو مسلّمات است؛ یعنی مخصوص شیعه نیست.
همهی مذاهب اسلامی غایت جهان را که اقامهی حکومت حق و عدل به وسیلهی
مهدی (علیه الصّلاة و السّلام و عجّل اللَّه فرجه) است، قبول دارند. روایات
معتبر از طرق مختلف، در مذاهب گوناگون، از پیغمبر اکرم و از بزرگان نقل
شده است. بنابراین، هیچ تردیدی در آن نیست. منتها امتیاز شیعه در این است
که مسئلهی مهدویت در آن یک مسئلهی مبهم نیست؛ یک مسئلهی پیچیدهای که
برای بشر قابل فهم نباشد، نیست؛ یک مسئلهی روشن است، مصداق واضحی دارد که
این مصداق را میشناسیم، خصوصیاتی از او را میدانیم، پدران او را میشناسیم،
خانوادهی او را میشناسیم، ولادت او را میشناسیم، جزئیات آن را خبر داریم.»(بیانات در 18/4/1390)
معنای «انتظار» و پیامدهای «منتظر» بودن
در نظر ایشان انتظار اساسا مفهومی محرک می باشد، یعنی نه تنها باعث رکود و
رخوت نمی شود بلکه به فرد نشاط و امید می بخشد و زمینه ی حرکت را در او
مهیا می کند. اینکه انتظار فرج(و یا همان ظهور) در فرد وجود دارد یعنی نسبت
به وضعیت کنونی راضی نبوده و به فکر رسیدن به یک جامعه مطلوب می باشد.
«وقتی یک فروبستگیای وجود داشته باشد، وقتی گرهی هست، وقتی مشکلی هست. در
زمینهی وجود مشکل، انسان احتیاج پیدا میکند به فرج؛ یعنی سرانگشتِ
گرهگشا؛ بازکنندهی عقدههای فروبسته. این نکتهی مهمی است.معنای
انتظار فرج به عنوان عبارة أخرای انتظار ظهور، این است که مؤمنِ به اسلام،
مؤمنِ به مذهب اهلبیت(علیهم السّلام) وضعیتی را که در دنیای واقعی وجود
دارد، عقده و گره در زندگی بشر میشناسد. واقعِ قضیه هم همین است. منتظر
است که این فروبستگیِ کار بشر، این گرفتاری عمومی انسانیت گشایش پیدا
بکند. مسئله، مسئلهی گره در کار شخص من و شخص شما نیست. امام زمان (علیه
الصّلاة و السّلام) برای اینکه فرج برای همهی بشریت به وجود بیاورد، ظهور
میکند که انسان را از فروبستگی نجات بدهد؛ جامعهی بشریت را نجات بدهد؛
بلکه تاریخ آیندهی بشر را نجات بدهد.» بیانات در مورخ 27/5/1387)
حال این «انتظار» پیامدهایی را با خود به بار می آورد که عبارتند از:
- دمنده امید در کالبد بشر
«آن چیزی که انسانها را وادار به کار و حرکت میکند، نور و نیروی امید
است. اعتقاد به مهدی موعود، دلها را سرشار از نور امید میکند. برای ما که
معتقد به آینده حتمی ظهور مهدی موعود علیهالسّلام هستیم، این یأسی که
گریبانگیر بسیاری از نخبگان دنیاست، بیمعناست. ما میگوییم نخیر، میشود
نقشهی سیاسی دنیا را عوض کرد؛ میشود با ظلم و مراکز قدرت ظالمانه درگیر
شد و در آینده نه فقط این معنا امکانپذیر است، بلکه حتمی است. وقتی ملتی
معتقد است نقشه ظالمانه و شیطانیِ امروز در کلّ عالم قابل تغییر است، آن
ملت شجاعت مییابد و احساس میکند دست تقدیر، تسلّط ستمگران را برای همیشه
به طور مسلّم ننوشته است.»( بیانات در 30/7/1381)
- ایجاد کننده حس تکلیف
«این انتظار، تکلیف بر دوش انسان میگذارد. وقتی انسان یقین دارد که یک
چنین آیندهای هست؛ همچنانی که در آیات قرآن هست: «و لقد کتبنا فی الزّبور
من بعد الذّکر انّ الارض یرثها عبادی الصّالحون. انّ فی هذا لبلاغا لقوم
عابدین» - مردمانی که اهل عبودیت خدا هستند، میفهمند - باید خود را آماده
کنند، باید منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمهاش آمادهسازی خود هست.»(بیانات در 18/4/1390)
- اکتفا نکردن به پیشرفت ها
«یکی از خصوصیاتی که در حقیقتِ انتظار گنجانده شده است، این است که انسان
به وضع موجود، به اندازهی پیشرفتی که امروز دارد، قانع نباشد؛ بخواهد
روزبهروز این پیشرفت را، این تحقق حقایق و خصال معنوی و الهی را در خود،
در جامعه بیشتر کند.»( بیانات در 18/4/1390)
ویژگی های جامعه مهدوی
دراین قسمت به برخی از ویژگی های اصلی جامعه مهدوی اشاره می نماییم.
1)عدالت
ایشان مهمترین ویژگی جامعه مهدوی را عدالت می دانند. عدالت در نظر رهبری
بزرگترین خواسته بشر می باشد. و آنچه که اهمیت آن را صدچندان می کند اینکه
غرض اصلی تمامی فرستادگان الهی گسترش توحید در عالم می باشد و بدون عدالت
توحید معنایی ندارد.
«در آن جهانی که پس از آمدن آن بزرگوار شکل خواهد گرفت، برجستهترین خط،
خط عدالت است. شما وقتی در همهی روایات و آثاری که راجع به آن بزرگوار و
راجع به آن دوران آمده نگاه میکنید، میبینید اغلب تکیه بر روی این نیست
که مردم در آن دوران دیندار میشوند - با اینکه دیندار هم میشوند - بلکه تکیه بر روی این است که مردم در آن وقت برخوردار از عدالت میشوند و قسط و عدل اقامه میشود» (بیانات در 4/6/1386)
«درد بزرگِ بشریت، امروز همین مسأله فقدان عدالت است. همیشه دستگاههای ظلم
و جور در سطح دنیا به شکلهای مختلف بر مردم جفا کردهاند؛ بشریت را زیر
فشار قرار دادهاند و انسانها را از حقوق طبیعی خود محروم کردهاند؛ اما
امروز این معنا از همیشه تاریخ بیشتر است و رفع این را انسان از ظهور مهدی
موعود میطلبد و انتظار میبرد.» (بیانات در 30/7/1381)
«همه پیغمبران و اولیا برای این آمدند که پرچمِ توحید را در عالم به
اهتزاز درآورند و روح توحید را در زندگی انسانها زنده کنند. بدون عدالت،
بدون استقرار عدل و انصاف، توحید معنایی ندارد. یکی از نشانهها یا ارکان
توحید، نبودن ظلم و نبودن بیعدالتی است. لذا شما میبینید که پیام استقرار
عدالت، پیام پیغمبران است. تلاش برای عدالت، کار بزرگ پیغمبران است.
انسانهای والا در طول تاریخ در این راه تلاش نمودهاند و بشریت را
روزبهروز به سمت فهمیدن این حقیقت که عدالت، سرآمد همه خواستههای انسانی
است، نزدیک کردهاند.»( بیانات در 3/9/1378)
2)حکومتی مردمی
«درس مهمّ دیگری که وجود دارد، این است که حکومت آینده حضرت مهدی موعود
ارواحنافداه، یک حکومت مردمیِ به تمام معناست. مردمی یعنی چه؟ یعنی متّکی
به ایمانها و ارادهها و بازوان مردم است. امام زمان، تنها دنیا را پُر از
عدل و داد نمیکند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که
بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار میبخشد و یک حکومت صددرصد مردمی
تشکیل میدهد؛ اما این حکومت مردمی با حکومتهای مدّعی مردمی بودن و دمکراسی
در دنیای امروز از زمین تا آسمان تفاوت دارد.»( بیانات در 30/7/1381)
3)عمومیت یافتن خیر و نیکی
ایشان بر اساس این بیان که «یَملَأُ الله بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً
کَما مُلِئَت ظُلماً و جَورا»( ترجمه: همچنانی که عالم پر از ظلم و جور
گشته بود زمین را پر از قسط و داد می کند.) اینطور نتیجه می گیرند که در
عصر حضور اینگونه نیست که اساسا زشتی و پلیدی نباشد، بلکه آنچه عمومیت می
یابد و مسیر گسترده آن فراهم می شود، صراط مستقیم است.
«این به معناى این نیست که در آنوقت طبیعت بشر تغییر پیدا میکند؛ نه،
طبیعت بشر، طبیعت ستیزهى درونى و درگیرى درونى میان خیر و شر است. عقل
انسان هست، طبع انسان هم هست؛ غرایز انسان احکامى دارند، کششهایى دارند،
تمایلات طبیعى انسان کار خودشان را میکنند، عقل هم کار خود را میکند؛ این
تنازع در آن دوران هم وجود خواهد داشت. اینجور نیست که در آن دوران،
بشریّت یکپارچه تبدیل بشود به فرشته؛ نه، آنجا هم طبعاً این درگیرى هست،
طبعاً خوب و بد هم در آن وقت وجود دارد؛ منتها راه و جادّه، جادّهاى است
که مساعدِ خوب شدن و خوب حرکت کردن و درست راه را پیمودن و به سمت مقصود
واقعى راه رفتن است؛ این خصوصیّت آن راه است که همان معناى حقیقى و واقعى «عدل» است. و این قطعى است.» ( بیانات در 23/1/1393)
4) ارتقاء سطح اندیشه انسانی
در این دوران هم اندیشه علمی بالا می رود که به وسیله آن میزان بهره مندی
بشر از طبیعت و مواهب آن به بالاترین سطح خود می رسد و هم اندیشه دینی بالا
می رود و بیشتر اعضا جامعه به حقایق و معارف دینی دسترسی می یابند.
«یعنی در دوران ولی عصر شما باید نشانی از جهل و بیسوادی و فقر فکری و
فرهنگی در عالم پیدا نکنید. آنجا مردم می توانند دین را به درستی بشناسند و
این – همچنانی که همه می دانید- یکی از هدف های بزرگ پیامبران
بود.»(انسان 250 ساله، ص 339)
آسیب شناسی مباحث مهدویت
- ذهنیات غلط
«یک نکته ای وجود دارد این است، که تبلیغات غلط در ذهن مردم این جور فرو
کرده بود در طول سالهای متمادی، که قبل از قیام حضرت مهدی هر اقدامی و حرکت
اصلاحی بی فایده است. استدلال می کردند به اینکه دنیا باید پر بشود از ظلم
و جور تا بعد حضرت مهدی ظهور کند و تا دنیا پر از ظلم و جور نشده باشد،
حضرت مهدی ظهور نخواهد کرد.»(انسان 250 ساله، ص345)
- پرهیز از کارهای عامیانه و جاهلانه
«از کارِ عالمانه و همراه با دقت در مسئلهی انتظار و مسئلهی دوران ظهور
نباید غفلت کرد. و از کارِ عامیانه و جاهلانه بشدت باید پرهیز کرد. از
جملهی چیزهائی که میتواند یک خطر بزرگ باشد، کارهای عامیانه و جاهلانه و
دور از معرفت و غیر متکی به سند و مدرک در مسئلهی مربوط به امام زمان
(عجّلاللَّه تعالی فرجه الشّریف) است، که همین زمینه را برای مدعیان
دروغین فراهم میکند.»(بیانات در 18/4/1390)
- پرهیز از خرافه گرایی
«البته مثل همهی حقائقی که در برهههای مختلفی از زمان ملعبهی دست
سودجویان میشود، این حقیقت هم گاهی ملعبهی دست سودجویان میشود. این کسانی
که ادعاهای خلاف واقع میکنند - ادعای رؤیت، ادعای تشرف، حتّی به صورت
کاملاً خرافی، ادعای اقتدای به آن حضرت در نماز - که حقیقتاً ادعاهای
شرمآوری است، اینها همان پیرایههای باطلی است که این حقیقت روشن را در
چشم و دل انسانهای پاکنهاد ممکن است مشوب کند.»(بیانات د ر27/5/1387)
- بدفهمی معنای انتظار
«به این صورت است که بگویند خب آقا می آید و همۀ کارها را درست می کند!
این، خراب کردن عقیده است. این تبدیل کردن موتور محرکی به یک چوب لای چرخ
است، تبدیل کردن یک داروی مقوی، به یک داروی مخدر و خواب آور است. خود آقا
می آید انجام می دهد یعنی چه؟ امروز تکلیف شما چیست؟ شما امروز باید چه
بکنی؟ شما باید زمینه را آماده کنی، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن
زمینۀ آماده، اقدام بکند. از صفر که نمی شود شروع کرد! جامعه ای می تواند
پذیرای مهدی موعود (ارواحنا فداه) باشد که در او آمادگی و قابلیت باشد،
والّا مثل انبیاء و اولیای طول تاریخ می شود.»(بیانات در 25/9/1376)
- تلاش های دشمنان
«بنده سندی را دیدم که در آن بزرگان استعمار و فرماندهان استعماری توصیه
می کنند که ما باید کاری بکنیم که این عقیدۀ به مهدویت، به تدریج از بین
مردم زایل بشود! آن روز استعمارگرهای فرانسوی و استعمارگرهای انگلیسی در
بعضی جاهای آن مناطق بودند – فرقی نمی کند که استعمار از کجا باشد – استعمارگرهای
خارجی، قضاوتشان این بود که تا وقتی عقیدۀ به مهدویت در بین این مردم رایج
است، ما نمی توانیم اینها را درست در اختیار بگیریم. ببینید عقیدۀ به
مهدویت چه قدر مهم است! چه قدر خطا می کنند کسانی که به اسم روشنفکری و به
اسم تجددطلبی می آیند و عقاید اسلامی را بدون مطالعه، بدون اطلاع، بدون
اینکه بدانند دارند چه کار می کنند، مورد تردید و تشکیک و اینها قرار می
دهند اینها همان کاری را که دشمن می خواهد، راحت انجام می دهند.» (بیانات
در 25/9/1376)
- پرهیز از عافیت طلبی
«قبل از دوران مهدی موعود، آسایش و راحتطلبی و عافیت نیست. ... قبل از
ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان میشوند؛ در
کورههای آزمایش وارد میشوند و سربلند بیرون میآیند و جهان به دوران
آرمانی و هدفیِ مهدی موعود(ارواحنافداه) روزبهروز نزدیکتر میشود؛»
(بیانات در 30/11/1370)و در آخر: انقلاب اسلامی و مهدویت
مسلما ظهور امری است که نیازمند مهیا شدن زمینه های آن می باشد. و اگر
قرار باشد پیش از فراهم شدن زمینه های مساعد امر ظهور تحقق یابد، مانند
تمامی دیگر تلاشهای فرستادگان الهی محکوم به شکست خواهد بود. پس برای تحقق
ظهور باید زمینه های آن فراهم شود. در نظر رهبری یکی از اموری که در این
راستا انجام گرفت همین انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی است. در واقع در نظر
ایشان انقلاب اسلامی تسهیلگر امر ظهور معرفی می شود.
«جامعهای میتواند پذیرای مهدی موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگی و
قابلیت باشد، والّا مثل انبیا و اولیای طول تاریخ میشود. چه علّتی داشت
که بسیاری از انبیای بزرگ اولیالعزم آمدند و نتوانستند دنیا را از بدیها
پاک و پیراسته کنند؟ چرا؟ چون زمینهها آماده نبود. چرا امیرالمؤمنین
علیبنابیطالب علیهالصّلاةوالسّلام در زمان خودش؛ در همان مدّت کوتاه
حکومت با آن قدرت الهی، با آن علم متّصل به معدن الهی، با آن نیروی اراده،
با آن زیباییها و درخشندگیهایی که در شخصیت آن بزرگوار وجود داشت و با آن
توصیههای پیامبر اکرم درباره او - نتوانست ریشه بدی را بخشکاند؟ خودِ آن
بزرگوار را از سر راه برداشتند. «قتل فی محراب عبادته لشدّة عدله».( ترجمه:
در محراب عبادتش به جهت عدلت زیادی که به خرج می داد کشته شد.) تاوان
عدالت امیرالمؤمنین، جان امیرالمؤمنین بود که از دست رفت. چرا؟ چون زمینه،
زمینه نامساعد بود.» (بیانات در 25/9/1376)
«ما ملت ایران حالا یک انقلاب انجام دادیم. انقلاب ما در راه آن هدفی که
امام زمان برای تأمین آن هدف مبعوث می شود و ظاهر می شود یک مقدمه لازم و
یک گام بزرگ است. ما اگر این گام بزرگ را برنمی داشتیم، یقینا ظهور ولی
عصر(عج) به عقب می افتاد. شما مردم ایران و شما مادران شهید داده و پدران
داغدار و افرادی که در طول این مبارزه زحمت کشیدید بدانید، موجب پیشرفت
حرکت انسانیت به سوی سر منزل تاریخ و موجب تسریع در ظهور ولی عصر(عج)
شدید.» (انسان 250 ساله، ص343)
پی نوشت
کتاب «انسان 250 ساله» کتابی است که مشتمل بر بیانات مقام معظم رهبری
درباره زندگی سیاسی- مبارزاتی ائمه معصومین علیهم السلام می باشد.
احمدجانقربانی
پنجشنبه 5 دیماه سال 1398 ساعت 11:39 ق.ظ